لغت
افریکانس – تمرین افعال
دروغ گفتن
گاهی اوقات در شرایط اضطراری باید دروغ گفت.
آزمایش کردن
ماشین در کارگاه آزمایش میشود.
برگشتن
پدر از جنگ برگشته است.
تحویل دادن
او پیتزا به خانهها تحویل میدهد.
مظنون شدن
او مظنون است که دوست دختر او است.
وارد شدن
مترو تازه به ایستگاه وارد شده است.
دست نزدن
طبیعت دست نزده ماند.
کنار گذاشتن
من میخواهم هر ماه کمی پول برای بعداً کنار بگذارم.
احساس کردن
او نوزاد در شکم خود را احساس میکند.
مدیریت کردن
باید با مشکلات مدیریت کرد.
نجات دادن
پزشکان موفق شدند زندگی او را نجات دهند.