لغت
آلبانیایی – تمرین افعال
زایمان کردن
او به یک کودک سالم زایید.
وارد کردن
نباید روغن را در زمین وارد کرد.
ساختن
او یک مدل برای خانه ساخته است.
ذخیره کردن
بچههای من پول خودشان را ذخیره کردهاند.
ساختن
آنها میخواستند یک عکس خندهدار بسازند.
ازدواج کردن
کودکان اجازه ازدواج ندارند.
بالا کشیدن
هلیکوپتر دو مرد را بالا میکشد.
تکمیل کردن
آیا میتوانی پازل را تکمیل کنی؟
سپردن
صاحبها سگهایشان را برای پیادهروی به من میسپارند.
باز کردن
میتوانی لطفاً این قوطی را برای من باز کنی؟
اجازه دادن
پدر به او اجازه استفاده از کامپیوتر خود را نداد.