لغت
اسلونیایی – تمرین افعال
روی ... قدم زدن
من نمیتوانم با این پا روی زمین قدم بزنم.
مبارزه کردن
ورزشکاران با یکدیگر مبارزه میکنند.
خوابیدن
آنها میخواهند بالاخره یک شب به خواب بروند.
کنار آمدن
او باید با کمی پول کنار بیاید.
حمل کردن
کامیون کالاها را حمل میکند.
مدیریت کردن
در خانواده شما کی پول را مدیریت میکند؟
صحبت کردن
او میخواهد با دوست خود صحبت کند.
ورود کردن
همسایههای جدید در طبقه بالا ورود میکنند.
برخاستن
هواپیما تازه برخاسته است.
با هم آمدن
زیباست وقتی دو نفر با هم میآیند.
زیر خط کشیدن
او بیانیه خود را زیر خط کشید.