لغت
زبان چینی – تمرین افعال
آزمایش کردن
ماشین در کارگاه آزمایش میشود.
غذا دادن
بچهها به اسب غذا میدهند.
منقرض شدن
بسیاری از حیوانات امروز منقرض شدهاند.
پس گرفتن
دستگاه نقص دارد؛ فروشنده باید آن را پس بگیرد.
رهبری کردن
او از رهبری یک تیم لذت میبرد.
تحویل دادن
او پیتزا به خانهها تحویل میدهد.
اخراج کردن
رئیس او را اخراج کرده است.
کاوش کردن
انسانها میخواهند کره مریخ را کاوش کنند.
وارد شدن
او وارد دریا میشود.
ظرف شستن
من دوست ندارم ظرفها را بشویم.
اتفاق افتادن
چیز بدی اتفاق افتاده است.