لغت
اندونزيايی – تمرین افعال
سوزاندن
یک آتش در شومینه میسوزد.
دور انداختن
او روی پوست موزی که دور انداخته شده است قدم میزند.
مرتب کردن
او دوست دارد تمبرهای خود را مرتب کند.
خلاصه کردن
شما باید نکات کلیدی این متن را خلاصه کنید.
آشنا بودن
او با برق آشنا نیست.
ازدواج کردن
کودکان اجازه ازدواج ندارند.
بیرون کشیدن
چگونه میخواهد این ماهی بزرگ را بیرون بکشد؟
بردن
او تلاش میکند در شطرنج ببرد.
حرکت کردن
برادرزادهام حرکت میکند.
محافظت کردن
یک کلاه باید از تصادفها محافظت کند.
لال کردن
آن مفاجأت او را لال میکند.