لغت
آلبانیایی – تمرین افعال
متوجه شدن
پسر من همیشه همه چیز را متوجه میشود.
گوش دادن
او دوست دارد به شکم همسر حاملهاش گوش دهد.
وارد کردن
نباید چیزا به خانه بیاوریم.
تکرار کردن
آیا میتوانید آن را تکرار کنید؟
اشاره کردن
معلم به مثال روی تخته اشاره میکند.
تحویل دادن
او پیتزا به خانهها تحویل میدهد.
بهبود بخشیدن
او میخواهد به فیگور خود بهبود ببخشد.
فکر کردن
او همیشه باید به او فکر کند.
تجدید کردن
نقاش میخواهد رنگ دیوار را تجدید کند.
پاسخ دادن
او همیشه اولین پاسخ را میدهد.
اقامت یافتن
ما در یک هتل ارزان اقامت یافتیم.