لغت
آلبانیایی – تمرین افعال
نمایش دادن
او دوست دارد پول خود را نمایش بدهد.
خاموش کردن
او برق را خاموش میکند.
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.
برداشتن
او چیزی از یخچال بر میدارد.
افزایش دادن
شرکت درآمد خود را افزایش داده است.
همراه آوردن
او همیشه برای او گل میآورد.
باور کردن
بسیاری از مردم به خدا باور دارند.
همراهی کردن
دوست دخترم دوست دارد همراه من به خرید بیاید.
فراخواندن
معلم دانشآموز را فرا میخواند.
بالا کشیدن
هلیکوپتر دو مرد را بالا میکشد.
شروع کردن
کوهنوردان در اوایل صبح شروع کردند.