لغت
انگلیسی (UK) – تمرین افعال
تمرین کردن
زن یوگا تمرین میکند.
برگشتن
شما باید اینجا ماشین را بپیچانید.
غنی کردن
ادویهها غذای ما را غنی میکنند.
نقاشی کردن
ماشین آبی نقاشی میشود.
راندن از میان
اتومبیل از میان یک درخت میگذرد.
گپ زدن
او اغلب با همسایهاش گپ میزند.
آسیب دیدن
در تصادف، دو ماشین آسیب دیدند.
هم فکری کردن
در بازیهای کارت باید هم فکری کنید.
زایمان کردن
او به زودی زایمان میکند.
برداشتن
او چیزی از یخچال بر میدارد.
پارک کردن
دوچرخهها در مقابل خانه پارک شدهاند.