لغت
ليتوانيايی – تمرین افعال
ترک کردن
او شغل خود را ترک کرد.
هل دادن
پرستار بیمار را در ویلچر هل میدهد.
توافق کردن
همسایهها نتوانستند در مورد رنگ توافق کنند.
وصل کردن
این پل دو محله را به هم وصل میکند.
قطع کردن
کارگر درخت را قطع میکند.
قدم زدن
نباید از این مسیر قدم زد.
سبقت گرفتن
والها از همه حیوانات در وزن سبقت میگیرند.
دوست داشتن
او واقعاً اسبش را دوست دارد.
اخراج کردن
رئیس من مرا اخراج کرده است.
از دست دادن
او فرصت گل زدن را از دست داد.
عبور کردن
آیا گربه میتواند از این سوراخ عبور کند؟