لغت
کاتالان – تمرین افعال
جلوگیری کردن
او باید از خوردن گردو جلوگیری کند.
دور انداختن
او روی پوست موزی که دور انداخته شده است قدم میزند.
چیدن
او یک سیب چید.
پریدن
او به آب پرید.
فعال کردن
دود، زنگار را فعال کرد.
پس گرفتن
دستگاه نقص دارد؛ فروشنده باید آن را پس بگیرد.
شب گذراندن
ما شب را در ماشین میگذرانیم.
آویختن
هر دو بر روی شاخ آویختهاند.
ترک کردن
او شغل خود را ترک کرد.
بوسیدن
او نوزاد را میبوسد.
آوردن
پیک یک بسته میآورد.