لغت
استونيايی – تمرین افعال
نگاه کردن
من میتوانستم از پنجره به ساحل نگاه کنم.
ظاهر شدن
ناگهان یک ماهی بزرگ در آب ظاهر شد.
آویختن
هر دو بر روی شاخ آویختهاند.
اخراج کردن
رئیس من مرا اخراج کرده است.
فرار کردن
پسرم میخواست از خانه فرار کند.
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.
آویختن
در زمستان، آنها یک خانه پرنده را میآویزند.
گذاشتن
او برای من یک قاچ نان پیتزا گذاشت.
شروع کردن
سربازها شروع میکنند.
گزارش دادن
او اسکندال را به دوستش گزارش داد.
تولید کردن
ما عسل خود را تولید میکنیم.