لغت
لهستانی – تمرین افعال
وارد شدن
مترو تازه به ایستگاه وارد شده است.
گیر افتادن
چرخ در گل گیر کرد.
غنی کردن
ادویهها غذای ما را غنی میکنند.
انتظار داشتن
خواهرم منتظر فرزند است.
دنبال کردن
سگ من هنگام دویدن من را دنبال میکند.
نقاشی کردن
میخواهم آپارتمانم را نقاشی کنم.
تشکر کردن
او با گل از او تشکر کرد.
پریدن بیرون
ماهی از آب بیرون میپرد.
بلند کردن
او به او کمک کرد تا بلند شود.
اتفاق افتادن
در خواب چیزهای عجیبی اتفاق میافتد.
چرخاندن
او گوشت را چرخاند.