لغت
اسپانیایی – تمرین افعال
دوست داشتن
او واقعاً اسبش را دوست دارد.
برخاستن
هواپیما تازه برخاسته است.
گفتن
من چیز مهمی دارم که به تو بگویم.
استخدام کردن
متقاضی استخدام شد.
ذخیره کردن
دختر در حال ذخیره کردن پول جیبی خود است.
تبلیغ کردن
ما باید گزینههای جایگزین برای ترافیک خودرو تبلیغ کنیم.
نوشیدن
گاوها آب را از رودخانه مینوشند.
کاوش کردن
فضانوردان میخواهند فضای بیرونی را کاوش کنند.
برگشتن
پدر از جنگ برگشته است.
خروج کردن
لطفاً در خروجی بعدی خارج شوید.
فهمیدن
من سرانجام وظیفه را فهمیدم!