لغت
انگلیسی (UK) – تمرین افعال
اعتراض کردن
مردم به بیعدالتی اعتراض میکنند.
پرداخت کردن
او با کارت اعتباری آنلاین پرداخت میکند.
برداشتن
او چیزی از یخچال بر میدارد.
دور زدن
آنها دور درخت میروند.
محدود کردن
آیا باید تجارت را محدود کرد؟
خواندن
کودکان یک ترانه میخوانند.
خوردن
من سیب را خوردهام.
مالک بودن
من یک ماشین اسپرت قرمز دارم.
اخراج کردن
رئیس او را اخراج کرده است.
دور انداختن
این تایرهای قدیمی لاستیکی باید جداگانه دور انداخته شوند.
تأیید کردن
او توانست خبر خوب را به شوهرش تأیید کند.