لغت
پرتغالی (BR) – تمرین افعال
صحبت کردن
او میخواهد با دوست خود صحبت کند.
جمع کردن
ما باید تمام سیبها را جمع کنیم.
گم شدن
آسان است در جنگل گم شوید.
تحمل کردن
او به سختی میتواند درد را تحمل کند!
خدمت کردن
سگها دوست دارند به صاحبان خود خدمت کنند.
متقاعد کردن
او اغلب باید دخترش را برای خوردن متقاعد کند.
نگاه کردن
همه به تلفنهای خود نگاه میکنند.
ظرف شستن
من دوست ندارم ظرفها را بشویم.
حل کردن
او بیفایده سعی میکند مشکل را حل کند.
برگشتن
بومرانگ برگشت.
افزایش دادن
شرکت درآمد خود را افزایش داده است.