لغت
کاتالان – تمرین افعال
بالا آوردن
او بسته را به طرف پلهها میبرد.
گوش دادن
او گوش میدهد و یک صدا میشنود.
دور کردن
یک قو بقیهی قوها را دور میزند.
چاپ کردن
کتابها و روزنامهها چاپ میشوند.
ایستاده گذاشتن
امروز بسیاری مجبورند ماشینهای خود را ایستاده گذارند.
روی ... قدم زدن
من نمیتوانم با این پا روی زمین قدم بزنم.
اتفاق افتادن
یک تصادف در اینجا رخ داده است.
لغو کردن
متأسفانه او جلسه را لغو کرد.
پختن
امروز چه میپزید؟
همراه سوار شدن
آیا میتوانم با شما همراه سوار شوم؟
جرات کردن
آنها جرات پریدن از هواپیما را داشتند.