لغت
تايلندی – تمرین افعال
نگاه کردن
من میتوانستم از پنجره به ساحل نگاه کنم.
دور زدن
آنها دور درخت میروند.
گوش دادن
او گوش میدهد و یک صدا میشنود.
تمام کردن
دختر ما تازه دانشگاه را تمام کرده است.
ایستاده گذاشتن
امروز بسیاری مجبورند ماشینهای خود را ایستاده گذارند.
صحبت کردن
او میخواهد با دوست خود صحبت کند.
کمک کردن
آتشنشانان سریعاً کمک کردند.
رمزگشایی کردن
او با یک ذرهبین کوچکترین چاپ را رمزگشایی میکند.
جرات کردن
من جرات پریدن به آب را ندارم.
پوشاندن
کودک گوشهایش را میپوشاند.
گم شدن
آسان است در جنگل گم شوید.