لغت
دانمارکی – تمرین افعال
فهمیدن
من نمیتوانم شما را بفهمم!
قدم زدن
خانواده در روزهای یکشنبه قدم میزند.
احساس کردن
او نوزاد در شکم خود را احساس میکند.
آماده کردن
او یک کیک آماده میکند.
دراز کشیدن
قلعه در آنجا است - دقیقاً مقابل است!
خوش گذراندن
ما در پارک تفریحی خیلی خوش گذشت!
معامله کردن
مردم با مبلمان استفاده شده معامله میکنند.
بازگرداندن
مادر دختر را به خانه باز میگرداند.
دعوت کردن
ما شما را به مهمانی شب سال نو دعوت میکنیم.
قدم زدن
او دوست دارد در جنگل قدم بزند.
دادن
پدر میخواهد به پسرش پول اضافی بدهد.