لغت
ويتنامی – تمرین افعال
خاموش کردن
او برق را خاموش میکند.
بررسی کردن
او بررسی میکند که چه کسی در آنجا زندگی میکند.
بیدار کردن
ساعت زنگ دار ساعت 10 صبح او را بیدار میکند.
وارد کردن
من قرار را در تقویم خود وارد کردهام.
نگه داشتن
من پولم را در میز کنار تخت نگه میدارم.
هل دادن
پرستار بیمار را در ویلچر هل میدهد.
دروغ گفتن
وقتی میخواهد چیزی بفروشد، اغلب دروغ میگوید.
مدیریت کردن
باید با مشکلات مدیریت کرد.
تمیز کردن
کارگر پنجره را تمیز میکند.
متعجب کردن
او والدین خود را با یک هدیه متعجب کرد.
وارد کردن
نباید هرگز به ناشناختهها اجازه ورود دهید.