لغت
آلبانیایی – تمرین افعال
جلوگیری کردن
او باید از خوردن گردو جلوگیری کند.
گذشتن
قطار از کنار ما میگذرد.
گوش دادن
او گوش میدهد و یک صدا میشنود.
معتبر بودن
ویزا دیگر معتبر نیست.
عبور کردن
آب خیلی بالا بود؛ کامیون نتوانست عبور کند.
لغو شدن
قرارداد لغو شده است.
زندگی کردن
آنها در یک آپارتمان مشترک زندگی میکنند.
بد زدن
همکلاسیها در مورد او بد میزنند.
به عقب برگرداندن
به زودی باید دوباره ساعت را به عقب برگردانیم.
ذخیره کردن
دختر در حال ذخیره کردن پول جیبی خود است.
راهنمایی کردن
این دستگاه ما را راهنمایی میکند.