لغت
تايلندی – تمرین افعال
اجازه دادن
پدر به او اجازه استفاده از کامپیوتر خود را نداد.
ساختن
او یک مدل برای خانه ساخته است.
تغییر کردن
به خاطر تغییرات اقلیمی، بسیار چیزها تغییر کرده است.
دور انداختن
این تایرهای قدیمی لاستیکی باید جداگانه دور انداخته شوند.
ازدواج کردن
این زوج تازه ازدواج کردهاند.
خودداری کردن
نمیتوانم پول زیادی خرج کنم؛ باید خودداری کنم.
آماده کردن
آنها یک وعده غذایی لذیذ آماده میکنند.
نامزد شدن
آنها به طور مخفی نامزد شدهاند!
همراهی کردن
سگ با آنها همراهی میکند.
به خوبی دیدن
من با عینک جدیدم همه چیز را به خوبی میبینم.
مناسب بودن
مسیر برای دوچرخهسواران مناسب نیست.