لغت
لتونيايی – تمرین افعال
ایستادن
او دیگر نمیتواند به تنهایی بایستد.
همراه آوردن
او همیشه برای او گل میآورد.
آویخته شدن
گهواره از سقف آویخته شده است.
سازگار شدن
دعوات خود را پایان دهید و سرانجام با هم سازگار شوید!
نگاه کردن
من میتوانستم از پنجره به ساحل نگاه کنم.
گپ زدن
او اغلب با همسایهاش گپ میزند.
حمل کردن
ما دوچرخهها را روی سقف ماشین حمل میکنیم.
نشان دادن
او به فرزندش جهان را نشان میدهد.
وابسته بودن
او نابینا است و به کمک بیرونی وابسته است.
اثبات کردن
او میخواهد یک فرمول ریاضی را اثبات کند.
نگه داشتن
من پولم را در میز کنار تخت نگه میدارم.