لغت
اندونزيايی – تمرین افعال
با هم زندگی کردن
این دو قرار است به زودی با هم زندگی کنند.
دانستن
او زیادی از کتابها را تقریباً حفظ میداند.
فرستادن
او یک نامه میفرستد.
به خانه رفتن
او بعد از کار به خانه میرود.
سرمایهگذاری کردن
ما باید پول خود را در کجا سرمایهگذاری کنیم؟
سر زدن
پزشکها هر روز به بیمار سر میزنند.
در اختیار داشتن
کودکان فقط پول جیبی را در اختیار دارند.
توصیف کردن
چطور میتوان رنگها را توصیف کرد؟
پرسیدن
او راه را پرسید.
وارد شدن
کشتی در حال ورود به بندر است.
فشار دادن
او لیمو را فشار میدهد.