لغت
انگلیسی (UK) – تمرین افعال
نظر دادن
او هر روز در مورد سیاست نظر میدهد.
خوابیدن
نوزاد خوابیده است.
بخشیدن
من بدهیهای او را میبخشم.
نابود کردن
گردباد بسیاری از خانهها را نابود میکند.
باور کردن
بسیاری از مردم به خدا باور دارند.
افزایش دادن
شرکت درآمد خود را افزایش داده است.
وارد کردن
من قرار را در تقویم خود وارد کردهام.
بریدن
موسس موهای او را میبرد.
دوست شدن
این دو دوست شدهاند.
دور کردن
او با اتومبیلش دور میزند.
ذکر کردن
رئیس ذکر کرد که او را اخراج خواهد کرد.