لغت
ليتوانيايی – تمرین افعال
رهبری کردن
او از رهبری یک تیم لذت میبرد.
کشف کردن
دریانوردان یک سرزمین جدید کشف کردهاند.
خدمت کردن
آشپز امروز خودش به ما خدمت میکند.
تنظیم کردن
شما باید ساعت را تنظیم کنید.
خریدن
آنها میخواهند یک خانه بخرند.
خوابیدن
آنها میخواهند بالاخره یک شب به خواب بروند.
مظنون شدن
او مظنون است که دوست دختر او است.
نظر دادن
او هر روز در مورد سیاست نظر میدهد.
پوشاندن
او موهای خود را میپوشاند.
پوشاندن
کودک گوشهایش را میپوشاند.
فرار کردن
پسرم میخواست از خانه فرار کند.