لغت
ويتنامی – تمرین افعال
رسیدن
هواپیما به موقع رسیده است.
تکمیل کردن
آیا میتوانی پازل را تکمیل کنی؟
توقف کردن
پلیسزن ماشین را متوقف میکند.
آموزش دادن
او به فرزندش شنا زدن را آموزش میدهد.
اجازه دادن
پدر به او اجازه استفاده از کامپیوتر خود را نداد.
اقامت یافتن
ما در یک هتل ارزان اقامت یافتیم.
تمام کردن
دختر ما تازه دانشگاه را تمام کرده است.
آماده کردن
صبحانهی لذیذی آماده شده است!
بد زدن
همکلاسیها در مورد او بد میزنند.
دیدن
یک دوست قدیمی او را میبیند.
دادن
آیا باید پول خود را به گدا بدهم؟