لغت
فنلاندی – تمرین افعال
دور کردن
او با اتومبیلش دور میزند.
همراهی کردن
سگ با آنها همراهی میکند.
برداشتن
او چیزی را از روی زمین میبرد.
پریدن
او به آب پرید.
دروغ گفتن
او به همه دروغ گفت.
ذخیره کردن
شما میتوانید در هزینه گرمایش پول ذخیره کنید.
ظاهر شدن
ناگهان یک ماهی بزرگ در آب ظاهر شد.
بهبود بخشیدن
او میخواهد به فیگور خود بهبود ببخشد.
نام بردن
چند کشور میتوانی نام ببری؟
راندن
گلهداران با اسبها گاوها را میرانند.
دوست داشتن
او شکلات را بیش از سبزیجات دوست دارد.