لغت
لهستانی – تمرین افعال
گم شدن
آسان است در جنگل گم شوید.
آمدن
خوشحالم که آمدی!
نیاز داشتن
من تشنهام، نیاز به آب دارم!
دراز کشیدن
قلعه در آنجا است - دقیقاً مقابل است!
امضاء کردن
او قرارداد را امضاء کرد.
دوست داشتن
او شکلات را بیش از سبزیجات دوست دارد.
مبارزه کردن
اداره آتشنشانی آتش را از هوا مبارزه میکند.
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.
بازگشتن
من نمیتوانم راه بازگشت را پیدا کنم.
محافظت کردن
کودکان باید محافظت شوند.
برگشتن
او برای روبرو شدن با ما برگشت.