لغت
اسلونیایی – تمرین افعال
آشنا بودن
او با برق آشنا نیست.
بلند کردن
کانتینر با یک دارو بلند میشود.
توصیف کردن
چطور میتوان رنگها را توصیف کرد؟
احساس کردن
او اغلب احساس تنهایی میکند.
محافظت کردن
یک کلاه باید از تصادفها محافظت کند.
هم فکری کردن
در بازیهای کارت باید هم فکری کنید.
نمایندگی کردن
وکلاء موکلان خود را در دادگاه نمایندگی میکنند.
فرار کردن
پسرم میخواست از خانه فرار کند.
نشان دادن
او به فرزندش جهان را نشان میدهد.
جابجا شدن
همسایههای ما دارند جابجا میشوند.
کار کردن
قرصهای شما هنوز کار میکنند؟