لغت
انگلیسی (UK) – تمرین افعال
تحویل دادن
او پیتزا به خانهها تحویل میدهد.
تعلق داشتن
همسر من متعلق به من است.
پرتاب کردن
او توپ را به سبد پرت میکند.
شدن
آنها تیم خوبی شدهاند.
گفتن
من چیز مهمی دارم که به تو بگویم.
ترجمه کردن
او میتواند بین شش زبان ترجمه کند.
معرفی کردن
او دوست دختر جدیدش را به والدینش معرفی میکند.
خریدن
آنها میخواهند یک خانه بخرند.
مبارزه کردن
ورزشکاران با یکدیگر مبارزه میکنند.
معامله کردن
مردم با مبلمان استفاده شده معامله میکنند.
صحبت کردن
او میخواهد با دوست خود صحبت کند.