لغت
استونيايی – تمرین افعال
گفتن
او به او یک راز میگوید.
روشن کردن
تلویزیون را روشن کنید!
فرستادن
این شرکت کالاها را به سراسر جهان میفرستد.
گذاشتن
او برای من یک قاچ نان پیتزا گذاشت.
شماره گرفتن
او تلفن را برداشت و شماره را وارد کرد.
وارد کردن
برف داشت میبارید و ما آنها را وارد کردیم.
کار کردن
قرصهای شما هنوز کار میکنند؟
اجازه دادن
نباید اجازه دهید افسردگی رخ دهد.
تعیین کردن
تاریخ در حال تعیین شدن است.
گیر افتادن
او به طناب گیر افتاد.
ظرف شستن
من دوست ندارم ظرفها را بشویم.