لغت
فنلاندی – تمرین افعال
تعقیب کردن
کابوی اسبها را تعقیب میکند.
زیر خط کشیدن
او بیانیه خود را زیر خط کشید.
انتخاب کردن
انتخاب کردن آن یکی درست سخت است.
گذاشتن
او برای من یک قاچ نان پیتزا گذاشت.
آگاه بودن
کودک از جدال والدینش آگاه است.
نمایندگی کردن
وکلاء موکلان خود را در دادگاه نمایندگی میکنند.
با هم آمدن
زیباست وقتی دو نفر با هم میآیند.
حل کردن
او بیفایده سعی میکند مشکل را حل کند.
دور انداختن
این تایرهای قدیمی لاستیکی باید جداگانه دور انداخته شوند.
خوابیدن
نوزاد خوابیده است.
دریافت کردن
او در سنین پیری بازنشستگی خوبی دریافت میکند.