لغت
دانمارکی – تمرین افعال
جمع کردن
کودک از مهدکودک جمع میشود.
آغوش کردن
او پدر پیر خود را در آغوش میگیرد.
نگاه کردن
در تعطیلات، به بسیاری از مناظر نگاه کردم.
آسان کردن
تعطیلات زندگی را آسانتر میکند.
بیدار شدن
او تازه بیدار شده است.
فریاد زدن
پسر به همه توان خود فریاد میزند.
قدم زدن
خانواده در روزهای یکشنبه قدم میزند.
جواب دادن
دانشآموز به سوال جواب میدهد.
دود کردن
گوشت برای نگهداری دود شده است.
تصمیم گرفتن
او نمیتواند تصمیم بگیرد که کدام کفش را بپوشد.
مدیریت کردن
باید با مشکلات مدیریت کرد.