لغت
دانمارکی – تمرین افعال
کاوش کردن
انسانها میخواهند کره مریخ را کاوش کنند.
تحویل دادن
او پیتزا به خانهها تحویل میدهد.
آسیب دیدن
در تصادف، دو ماشین آسیب دیدند.
خوابیدن
آنها میخواهند بالاخره یک شب به خواب بروند.
کُشتن
مار موش را کُشت.
عبور کردن
آیا گربه میتواند از این سوراخ عبور کند؟
زیر خط کشیدن
او بیانیه خود را زیر خط کشید.
آشنا بودن
او با برق آشنا نیست.
مالک بودن
من یک ماشین اسپرت قرمز دارم.
توضیح دادن
او به او توضیح میدهد چگونه دستگاه کار میکند.
جلوگیری کردن
او باید از خوردن گردو جلوگیری کند.