لغت
ويتنامی – تمرین افعال
خوردن
جوجهها دانهها را میخورند.
نگاه کردن
همه به تلفنهای خود نگاه میکنند.
پوشاندن
کودک خود را میپوشاند.
پریدن روی
گاو به روی دیگری پریده است.
گوش دادن
او دوست دارد به شکم همسر حاملهاش گوش دهد.
خوردن
من سیب را خوردهام.
هل دادن
آنها مرد را به آب هل میدهند.
گیر کردن
من گیر کردهام و راهی برای خروج پیدا نمیکنم.
پایان یافتن
مسیر اینجا پایان مییابد.
نشستن
بسیاری از مردم در اتاق نشستهاند.
حرکت کردن
وقتی چراغ عوض شد، اتومبیلها حرکت کردند.