لغت
فرانسوی – تمرین افعال
زدن
قطار به ماشین زد.
شروع کردن
سربازها شروع میکنند.
فرستادن
این بسته به زودی فرستاده میشود.
افزایش دادن
شرکت درآمد خود را افزایش داده است.
متوجه شدن
پسر من همیشه همه چیز را متوجه میشود.
رسیدن
بسیاری از مردم در تعطیلات با ون رسیدهاند.
پوشاندن
او موهای خود را میپوشاند.
راندن از میان
اتومبیل از میان یک درخت میگذرد.
سوار شدن
بچهها دوست دارند روی دوچرخه یا اسکوتر سوار شوند.
متعجب کردن
او والدین خود را با یک هدیه متعجب کرد.
فرار کردن
همه از آتش فرار کردند.