لغت
پرتغالی (PT) – تمرین افعال
مبارزه کردن
ورزشکاران با یکدیگر مبارزه میکنند.
ورشکست شدن
تجارت احتمالاً به زودی ورشکست میشود.
انتخاب کردن
انتخاب کردن آن یکی درست سخت است.
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.
قبول کردن
بعضی از مردم نمیخواهند حقیقت را قبول کنند.
شمردن
او سکهها را میشمارد.
لگد زدن
آنها دوست دارند لگد بزنند، اما فقط در فوتبال میزی.
رسیدن
هواپیما به موقع رسیده است.
تمام کردن
دختر ما تازه دانشگاه را تمام کرده است.
چرخاندن
او گوشت را چرخاند.
دست نزدن
طبیعت دست نزده ماند.