لغت
فنلاندی – تمرین افعال
محو کردن
گروه او را محو میکند.
نفرت داشتن
این دو پسر از یکدیگر نفرت دارند.
متوجه شدن
پسر من همیشه همه چیز را متوجه میشود.
مست شدن
او تقریباً هر شب مست میشود.
فکر کردن
او همیشه باید به او فکر کند.
فکر کردن
در شطرنج باید خیلی فکر کنید.
کشتن
مراقب باشید، با این تبر میتوانید کسی را بکشید!
زدن
دوچرخهسوار زده شد.
فرستادن
او یک نامه میفرستد.
هدر دادن
نباید انرژی را هدر داد.
محدود کردن
آیا باید تجارت را محدود کرد؟