لغت
انگلیسی (US) – تمرین افعال
به خوبی دیدن
من با عینک جدیدم همه چیز را به خوبی میبینم.
آزمایش کردن
ماشین در کارگاه آزمایش میشود.
شاد کردن
گل باعث شادی طرفداران فوتبال آلمان شده است.
تأیید کردن
او توانست خبر خوب را به شوهرش تأیید کند.
خوردن
امروز چه میخواهیم بخوریم؟
نزدیک شدن
حلزونها به یکدیگر نزدیک میشوند.
دود کردن
گوشت برای نگهداری دود شده است.
اعتراض کردن
مردم به بیعدالتی اعتراض میکنند.
تمیز کردن
او آشپزخانه را تمیز میکند.
فرستادن
او میخواهد الان نامه را بفرستد.
زنگ زدن
دختر دارد به دوستش زنگ میزند.