لغت
آلبانیایی – تمرین افعال
برداشتن
صنعتگر کاشیهای قدیمی را برداشت.
پیشرفت کردن
حلزونها فقط به آهستگی پیشرفت میکنند.
دلتنگ شدن
او به دوست دخترش خیلی دلتنگ است.
ازدواج کردن
این زوج تازه ازدواج کردهاند.
انتقاد کردن
رئیس از کارمند انتقاد میکند.
رها کردن
هیچ کس نمیخواهد او را در مقابل صف اسوپرمارکت رها کند.
تحویل دادن
دختر ما در تعطیلات روزنامه تحویل میدهد.
تنفر داشتن
او از عناکبوت تنفر دارد.
توسعه دادن
آنها یک استراتژی جدید را توسعه میدهند.
همراهی کردن
دوست دخترم دوست دارد همراه من به خرید بیاید.
دود کردن
گوشت برای نگهداری دود شده است.