لغت
زبان کرهای – تمرین افعال
گذشتن
گاهی وقتها زمان به آرامی میگذرد.
بازگشتن
من نمیتوانم راه بازگشت را پیدا کنم.
باز کردن
میتوانی لطفاً این قوطی را برای من باز کنی؟
رفتن
مهمانهای تعطیلات ما دیروز رفتند.
خودداری کردن
نمیتوانم پول زیادی خرج کنم؛ باید خودداری کنم.
نزدیک شدن
حلزونها به یکدیگر نزدیک میشوند.
مرتب کردن
من هنوز باید کاغذهای زیادی را مرتب کنم.
مطرح کردن
چند بار باید این استدلال را مطرح کنم؟
کمک کردن
همه به نصب چادر کمک میکنند.
فراهم کردن
صندلیهای ساحلی برای تعطیلاتگردان فراهم شده است.
امیدوار بودن
من به شانس در بازی امیدوارم.