لغت
پرتغالی (BR) – تمرین افعال
نوشیدن
او چای مینوشد.
رانده شدن
یک دوچرخهسوار توسط یک ماشین رانده شد.
انتظار کشیدن
او در انتظار اتوبوس است.
ترک کردن
بسیاری از انگلیسیها میخواستند از اتحادیه اروپا خارج شوند.
گم شدن
من در راه گم شدم.
پرت کردن
گاو مرد را پرت کرده است.
توضیح دادن
پدربزرگ به نوهاش دنیا را توضیح میدهد.
لذت بردن
او از زندگی لذت میبرد.
زندگی کردن
ما در تعطیلات در یک چادر زندگی کردیم.
پریدن بر
ورزشکار باید از مانع بپرد.
پوشاندن
کودک گوشهایش را میپوشاند.