لغت
پرتغالی (BR) – تمرین افعال
تصاحب کردن
ملخها تصاحب کردهاند.
در اختیار داشتن
کودکان فقط پول جیبی را در اختیار دارند.
فراموش کردن
او نمیخواهد گذشته را فراموش کند.
برگشتن
معلم مقالات را به دانشآموزان برمیگرداند.
دلتنگ شدن
او به دوست دخترش خیلی دلتنگ است.
شاد کردن
گل باعث شادی طرفداران فوتبال آلمان شده است.
فهمیدن
من سرانجام وظیفه را فهمیدم!
پریدن روی
گاو به روی دیگری پریده است.
تعلق داشتن
همسر من متعلق به من است.
توصیف کردن
چطور میتوان رنگها را توصیف کرد؟
اثبات کردن
او میخواهد یک فرمول ریاضی را اثبات کند.