لغت
لتونيايی – تمرین افعال
تغییر دادن
مکانیکی تایرها را تغییر میدهد.
اثبات کردن
او میخواهد یک فرمول ریاضی را اثبات کند.
تمام کردن
دختر ما تازه دانشگاه را تمام کرده است.
گپ زدن
آنها با یکدیگر گپ میزنند.
باید
او باید از اینجا پیاده شود.
متوجه شدن
پسر من همیشه همه چیز را متوجه میشود.
تعمیر کردن
او میخواست کابل را تعمیر کند.
دوست داشتن
او واقعاً اسبش را دوست دارد.
پیدا کردن
من یک قارچ زیبا پیدا کردم!
دود کردن
گوشت برای نگهداری دود شده است.
برگشتن
سگ اسباببازی را برمیگرداند.