لغت
اندونزيايی – تمرین افعال
ساده کردن
شما باید چیزهای پیچیده را برای کودکان ساده کنید.
پریدن روی
گاو به روی دیگری پریده است.
مظنون شدن
او مظنون است که دوست دختر او است.
دیدن
یک دوست قدیمی او را میبیند.
حمل کردن
خر از یک بار سنگین حمل میکند.
استفاده کردن
حتی کودکان کوچک هم از تبلت استفاده میکنند.
حرکت کردن
برادرزادهام حرکت میکند.
برگشتن
او نمیتواند به تنهایی برگردد.
آویختن
هر دو بر روی شاخ آویختهاند.
تولید کردن
ما عسل خود را تولید میکنیم.
گذشتن
آن دو از کنار یکدیگر میگذرند.