لغت
اندونزيايی – تمرین افعال
پیدا کردن
من یک قارچ زیبا پیدا کردم!
شروع کردن
کوهنوردان در اوایل صبح شروع کردند.
جستجو کردن
آنچه را نمیدانی، باید جستجو کنی.
پیدا کردن
او در خود را باز پیدا کرد.
فرستادن
من به شما یک نامه میفرستم.
اجازه دادن
نباید اجازه دهید افسردگی رخ دهد.
همراهی کردن
سگ با آنها همراهی میکند.
خداحافظی کردن
زن خداحافظی میکند.
نوبت گرفتن
لطفاً منتظر بمانید، به زودی نوبت شما میرسد!
فکر کردن
در شطرنج باید خیلی فکر کنید.
املاء کردن
کودکان در حال یادگیری املاء هستند.