لغت
فرانسوی – تمرین افعال
استخدام کردن
متقاضی استخدام شد.
برداشتن
او چیزی را از روی زمین میبرد.
معرفی کردن
او دوست دختر جدیدش را به والدینش معرفی میکند.
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.
ترسیدن
ما میترسیم که این فرد جدی آسیب دیده باشد.
دوباره دیدن
آنها سرانجام یکدیگر را دوباره میبینند.
ورود کردن
همسایههای جدید در طبقه بالا ورود میکنند.
مطالعه کردن
دخترها دوست دارند با هم مطالعه کنند.
بردن
او تلاش میکند در شطرنج ببرد.
شناختن
سگهای غریب میخواهند یکدیگر را بشناسند.
رفتن
دریاچهای که اینجا بود به کجا رفت؟