لغت
زبان چینی – تمرین افعال
جرات کردن
آنها جرات پریدن از هواپیما را داشتند.
ورزش کردن
ورزش کردن شما را جوان و سالم نگه میدارد.
راندن از میان
اتومبیل از میان یک درخت میگذرد.
مخلوط کردن
او یک آب میوه مخلوط میکند.
بریدن
موسس موهای او را میبرد.
دوست شدن
این دو دوست شدهاند.
امیدوار بودن
بسیاری امیدوارند که در اروپا آینده بهتری داشته باشند.
فکر کردن
در شطرنج باید خیلی فکر کنید.
نشان دادن
من میتوانم یک ویزا در گذرنامهام نشان دهم.
هل دادن
آنها مرد را به آب هل میدهند.
استخدام کردن
متقاضی استخدام شد.