لغت
فرانسوی – تمرین افعال
لال کردن
آن مفاجأت او را لال میکند.
زدن
دوچرخهسوار زده شد.
انتخاب کردن
او یک عینک آفتابی جدید انتخاب میکند.
دویدن
او هر صبح روی ساحل میدود.
انتقاد کردن
رئیس از کارمند انتقاد میکند.
بوسیدن
او نوزاد را میبوسد.
نوشیدن
او چای مینوشد.
توافق کردن
آنها توافق کردند تا قرارداد را امضاء کنند.
فشار دادن
او دکمه را فشار میدهد.
مصرف کردن
این دستگاه میزان مصرف ما را اندازهگیری میکند.
تحمل کردن
او به سختی میتواند درد را تحمل کند!