لغت
آلبانیایی – تمرین افعال
توقف کردن
پلیسزن ماشین را متوقف میکند.
سفر کردن در
من در سراسر جهان زیاد سفر کردهام.
زدن
کی زنگ در را زد؟
محدود کردن
آیا باید تجارت را محدود کرد؟
چرخاندن
او گوشت را چرخاند.
وجود داشتن
دایناسورها دیگر امروز وجود ندارند.
تاکید کردن
شما میتوانید با آرایش به خوبی به چشمان خود تاکید کنید.
باز گذاشتن
هر کسی پنجرهها را باز میگذارد، دعوت به سارقان میکند!
شبیه بودن
تو شبیه چه چیزی هستی؟
نشان دادن
او به فرزندش جهان را نشان میدهد.
مطالعه کردن
دخترها دوست دارند با هم مطالعه کنند.